نقش فضا و ساختار در یادگیری

زمان موردنیاز برای مطالعه: 2 دقیقه

ما در بحث یادگیری دو مولفه بارز، پر اهمیت و بنیادی داریم.
یکی از آن دو فضا است.فضا به معنای محیط یادگیری (environment) یا ambience و نه space که اولین واژه انگلیسی است که با شنیدن اسم فضا به ذهن می رسد و دیگری ساختار (structure) می باشد.
این دو مولفه انگیزه ها را ایجاد،هیجانات را کنترل و احساسات را سازماندهی می کنند.

متاسفانه مثل هر جای دیگری،به دلیل آن که علم مشاوره و روانشناسی با تجارت سروکار دارد،پدیده خطرناکی تحت عنوان شبه علم ایجاد می شود.شبه علم نقطه مقابل علم است یعنی علم لزوما توسط متخصص آن ایراد نمی شود البته این هم باید اضافه کرد کسانی وجود دارند که با مطالعات وسیع توانسته اند به علم (به مفهوم روش شناسی کلمه،علمی بودن کلمه و به مفهوم اینکه در تمامی علوم قطعیت وجود ندارد بلکه نسبیت وجود دارد )دست پیدا کنند و نظریاتی ارائه کنند که قابل دفاع هستند و مبنای منطقی دارند.
وقتی بحث شبه علم پیش می آید،یک دانشجو،کسی که ادعای مشاور بودن می کند یا حتی کسی که مدرک روانشناسی دارد،حرفهایی می زند که مبنای علمی ندارند.تفاوت علم و شبه علم در پیامد آن است.علم باعث پیشرفت و شکوفایی می شود و شبه علم خطرات زیادی برای آینده فرد ایجاد می کند.
پس باید از حرفهای شبه علمی و کسانی که این حرفها را می زنند دوری کرد.
مشاور نمی تواند تاثیر فضا و ساختار را نادیده بگیرد.البته قبول داریم بعضی مشاورین به علت کثرت کاری فرصت نکنند دقیق به تمامی سوالات پاسخ دهند اما حداقل باید برای دانش آموزان شرایط محیط را به گونه ای فراهم کنند که باعث پیشرفت دانش آموز شود و دانش آموز پاسخ سوالات خود را از این محیط دریافت کند و دغدغه های او ارضا شود تا یادگیری رخ دهد.
درست است که کار مشاور مانند یک مربی حرفه ای دادن برنامه است اما یک مربی به مسائل جانبی تیم هم اهمیت می دهد.
اینکه کسی فقط بخواهد برنامه بدهد و به بقیه موارد توجه نکند،مستقیم می گوید که من فقط برنامه فروش هستم و عالم نیستم.
یادگیری نیاز به بستر دارد،یک مشاور با نوع برخورد خود نیز می تواند این بستر را ایجاد کند.
برای مثال ما برای دانش آموزان خود کانالی داریم که در آن مسائل فراشناختی را به انواع روشها،مطرح می کنیم.این می تواند نمونه ای از بستر مناسب برای یادگیری باشد‌ و اگر واقعا این شرایط مهیا شود،حتی اگر دانش آموزی در کنکور نتیجه نگیرد،حداقل در سبک زندگی او تغییر ایجاد می شود.
وقتی علم با تجربه درگیر شود،اتفاقی بزرگ رقم‌ می خورد و می بینیم که فردی در مدت زمان کوتاهی برجسته و مطرح می شود.
ما باید فاکتور علمی بودن را همیشه در نظر بگیریم و هم چنین در کنار آن به فروتنی هم توجه کنیم و منظور ما اینجا فروتنی از نظر اخلاقی نیست بلکه به معنای تفکر انتقادی یعنی من می دانم در تک تک حرفها،باورها،دانسته ها و آگاهی هایم نقص وجود دارد.
وقتی می گوییم منِ نوآموز،این فروتنی اخلاقی نیست بلکه ایجاد یک چالش انتقادی در پیش روی تفکرات است.
وقتی کسی از همان ابتدا ادعای مهارت در کاری را کند،در پیشرفت را به روی خود می بندد.
دانش آموز باید هر لحظه به این فکر کند که باید بیشتر بفهمد و بیشتر بیاموزد.
وجود فضا و ساختار نه فقط در بحث مشاوره،بلکه در خانواده،مدرسه و جامعه برای یادگیری الزامی هستند.

دانلود

80%
Awesome
  • Design