مدیریت زمان حرفه ای در راستای هنر پرسشگری و تفکر انتقادی

تغییراتی نظیر مدیریت زمان و غیره که در ذهن اتفاق می افتد، قابل لمس نیست و انسان نمیتواند به طور ملموس متوجه این تغییرات شود.

🔹️اولین لازمۀ موفقیت شما در این زمینه پایش مکرر و ثبت و ضبط دقیق زمانهایتان است.
شما با بررسی کرنومتر روزانه، پایش های شبانه، بررسی های جدی آخر هفته ای و نیز نقد کردن خود می توانید در زمینۀ مدیریت زمان پیشرفت کنید. با ذهنی نقاد، خود را به چالش بکشید و اشتباهاتتان را نقد کنید.

اینگونه می توانید برای حل این اشتباهات اقدامات بهتری انجام دهید. از خودتان سوال بپرسید که بیشترین اتلاف وقت های من مربوط به کدام قسمت از روز است؟ چرا اتلاف وقت داشته ام یا چیزی باعث تلف شدن زمان من شده است؟ راه حل من برای پیشگیری از وقوع مجدد این اتلاف وقت ها چیست؟

مثلا دانش آموزی را فرض کنید که بعد از پایش های جدی و مکرر زمان خود متوجه می شود بیشترین اتلاف وقت های او مربوط به زمان های ناهار یا شام است. که بعد از آن به هر علتی یا دلیلی زمانش را هدر می کند. مثلا سرگرم تلفن همراه و تلویزیون می شود یا درگیر فکر و آینده نگری و منفی بافی!

وقتی او متوجه این اشتباه خود شد و منشا اتلاف وقت را پیدا کرد، با نقادی خود را به چالش می کشد و دنبال راه حل می گردد، مثلا بهتر است وعده های غذایی را محدودتر و در اتاقم بخورم یا تلفن همراه خود را در آن بازه به والدینم بسپارم که در آن بازه دیگر سراغ آن نروم. یا آنقدر سر خود را با کار شلوغ کنم که فرصت طفره رفتن از مسیر اصلی را نداشته باشم.

این پرسش ها، پاسخ ها، فرض ها، فکر کردن ها و خودنقادی ها، باعث می شود به مرور و به صورت ناخودآگاهی عادت های اشتباهی که باعث اتلاف زمان می شود را حذف کنید و در بحث مدیریت زمان به سطح مطلوب تری برسید.

این یعنی مسئله ایجاد می شود، راه حل ارائه می کند، قدم می گذارید تا این اشتباه را رفع کنید، حتی ممکن است یکی دوبار در این راه شکست بخورید، ولی باز تداوم می دهید تا این موضوع را حل کنید. بالاخره با بررسی هایی که انجام می دهید برای روزهای بعد و هفتۀ بعدی بهتر می شوید. حتی ممکن است اگر در ابتدا به ایده ال ذهنی خود نرسید و خود را سرزنش کنید.

اما لازمۀ این پیشرفت این است که شما به صورت آمارهای دقیق و اعداد و ارقام ریاضی، زمان خود را بررسی کنید. برای زمانهایی که صرف کارهای مختلف می کنید نمودار رسم کنید و هر بار میزان پیشرفت یا پسرفت خودتان را بسنجید از خودتان سوال بپرسید و علت اشتباهات را بیابید چرا که ابتدای فهم پرسشگری است.

مطمعناً شما پرسش های ذهنی خود را بدون پاسخ نمیگذارید و پاسخی که در جواب آن می آورید، باعث پوست انداختن می شود.

ممکن است اوایل با سرزنش هم همراه باشد ولی وقتی به مرور زمان متوجه شوید که شما انسانی هستید که چرایی ایجاد می کنید و همیشه در پاسخ به سوالاتتان توجیحات قانع کننده ای میابید، به خودتان ایمان پیدا میکنید و دیگر سرزنش هم نمیکنید.

📌چنین انسان های خود نقادی، هرگز از خود رضایت کامل ندارد و رضایت آنها در گرو نارضایتی آن ها است. عقیده دارند که اکتفا کردن آفت است. و همیشه به دنبال تلاش در جهت بهتر بودن هستند. حتی زمانهایی که خوب بودند، خود را نقد می کنند که چگونه بهتر باشد!